واژه جو

مکرساز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مکرساز. [ م َ ] (نف مرکب ) حیله گر. چاره گر. (فرهنگ نوادر لغات کلیات شمس چ فروزانفر) : مرغان در قفص بین در شست ماهیان بین دلهای نوحه گر بین، زان مکرساز دانا. مولوی (کلیات شمس ایضاً). و رجوع به مکر و ترکیبهای آن شود.

معنی مکرساز | واژه جو