مکتوبات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکتوبات . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مکتوب . نامه ها و مراسلات و نوشتجات . (ناظم الاطباء). ج ِ مکتوبه : چون این مکتوبات را داعی به بخارا برد و در خدمت مولانا برهان اسلام، اعذار واضح او تقریر کرد به سر رضا آمد. (جوامع الحکایات ).
واژگان فارسی سره واژهدان
نوشتارها