مکتهل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکتهل . [ م ُ ت َ هَِ ] (ع ص ) نبت مکتهل ؛ گیاه به پایان درازی رسیده و سخت و قوی گردیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گیاه به نهایت رشد رسیده . (از اقرب الموارد). ◄ دوموشده . (ناظم الاطباء). کهل گردیده و دوموشده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اکتهال شود. ◄ مرغزار شکوفه و گل برآورده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).