مکتم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ کَ تَّ) [ ع. ] (اِمف.) پوشنده، پنهان، مستور.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ کَ تَّ) [ ع. ] (اِمف.) پوشنده، پنهان، مستور.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکتم . [ م ُ ک َت ْ ت َ ] (ع ص )حدیث مکتم ؛ سخن نیک پوشیده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سر مکتم ؛ رازی که در کتمان آن مبالغه شود. (ازاقرب الموارد). نیک پوشیده . (آنندراج ) : همچو جان و چون پری پنهانست او در مکتم پرده ٔ ایوانست او. مولوی (مثنوی چ رمضانی ص ٤٠٨).