مکتبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکتبی . [ م َ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب به مکتب . وابسته به مکتب . مکتب رو: هر بچه مکتبی این مطلب را به خوبی می داند. و رجوع به مکتب شود.
مترادف و متضاد واژهدان
منسوب ومربوط به مکتب مکتبرو پایبند بهمکتب، متعهد