واژه جو

مکایده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مکایده . [ م ُ ی َ دَ / ی ِ دِ ] (از ع، اِمص ) مکایدة. مکایدت : بر سبیل مکایده با پدر در نهان به خلیفه ٔ بغداد و به سلاطین و ملوک دیگر بلاد، کسان فرستاده است . (جهانگشای جوینی ). و رجوع به مکایدت و مکایدة شود.

معنی مکایده | واژه جو