واژه جو

مکانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مکانیدن . [ م َ دَ ] (مص ) به مکیدن واداشتن : ساعتی بچه را مکانید. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): مقل ؛ به دست اندک شیر مکانیدن شتر بچه را. (منتهی الارب ). اِمصاص ؛ مکانیدن . (صراح ) (منتهی الارب ).

معنی مکانیدن | واژه جو