مکافی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- مکافات کننده، پاداش دهنده.<BR>۲- مساوی، برابر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- مکافات کننده، پاداش دهنده. ۲- مساوی، برابر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکافی . [ م ُ ] (ع ص ) مساوی و برابر. (غیاث ) (آنندراج ). هم کفو و برابر و مساوی و هر چیزی که برابر چیزی گردد تا مانند آن شود. (ناظم الاطباء). ◄ کیفردهنده . مجازات کننده . جزادهنده : چون جنایتی نهی متعمد را از ساهی و مکافی را از بادی تمییز کنی . (مرزبان نامه چ قزوینی ص ١٦٧). می گفتم عالم را آفریدگاری است مجازی و مکافی رحیم، نیکوکاران را ثواب دهد و بدکرداران را جزا رساند. (جوامعالحکایات ).
مکافی ٔ. [ م ُ ف ِءْ ] (ع ص ) برابر و گویند: هذا مکافی ٔ له ؛ یعنی این مساوی آن است . مُکافِئة. (منتهی الارب ). مساوی و برابر. مکافئة. (ناظم الاطباء). و رجوع به مکافئتان شود. ◄ هر چیز که برابر چیز دیگر گردد چنانکه همانند آن شود. (منتهی الارب ).