واژه جو

موی انبوه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

موی انبوه . [ اَم ْ ] (ص مرکب ) که موی پرپشت بسیار دارد. که موی سر یا ریش وی انبوه و پرپشت باشد. پرموی . (از یادداشت مؤلف ). جغاله . (دهار). و رجوع به موی شود.

معنی موی انبوه | واژه جو