مولوی | مثنوی معنوی | دفتر چهارم | بخش ۶۷ - دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را در سیمای مرید و بیگانه و لحن گفتار او و رنگ چشم او و بیاین همه نیز از راه دل کی انهم جواسیس القلوب فجالسوهم بالصدق
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
این طبیبان بدن دانشورند بر سقام تو ز تو واقفترند تا ز قاروره همیبینند حال که ندانی تو از آن رو اعتلال هم ز نبض و هم ز رنگ و هم ز دم بو برند از تو بهر گونه سقم پس طبیبان الهی در جهان چون ندانند از تو بیگفت دهان هم ز نبضت هم ز چشمت هم ز رنگ صد سقم بینند در تو بیدرنگ این طبیبان نوآموزند خود که بدین آیاتشان حاجت بود کاملان از دور نامت بشنوند تا به قعر باد و بودت در دوند بلک پیش از زادن تو سالها دیده باشندت ترا با حالها