واژه جو
معنی مولوی | مثنوی معنوی | دفتر چهارم | بخش ۵۱ - قصه صوفی کی در میان گلستان سر به زانو مراقب بود یارانش گفتند سر برآور تفرج کن بر گلستان و ریاحین و مرغان و آثار رحمةالله تعالی | واژه جو