واژه جو
معنی مولوی | مثنوی معنوی | دفتر پنجم | بخش ۱۴۰ - حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعره‌ای زد | واژه جو