واژه جو
معنی مولوی | مثنوی معنوی | دفتر پنجم | بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق | واژه جو