مولوی | مثنوی معنوی | دفتر ششم | بخش ۱۱۱ - بحث کردن آن سه شهزاده در تدبیر آن واقعه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
رو به هم کردند هر سه مفتتن هر سه را یک رنج و یک درد و حزن هر سه در یک فکر و یک سودا ندیم هر سه از یک رنج و یک علت سقیم در خموشی هر سه را خطرت یکی در سخن هم هر سه را حجت یکی یک زمانی اشکریزان جملهشان بر سر خوان مصیبت خونفشان یک زمان از آتش دل هر سه کس بر زده با سوز چون مجمر نفس