مولوی | مثنوی معنوی | دفتر سوم | بخش ۱۲۷ - مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نوح اندر بادیه کشتی بساخت صد مثلگو از پی تسخیر بتاخت در بیابانی که چاه آب نیست میکند کشتی چه نادان و ابلهیست آن یکی میگفتای کشتی بتاز و آن یکی میگفت پرش هم بساز او همیگفت این به فرمان خداست این بچربکها نخواهد گشت کاست