مولوی | مثنوی معنوی | دفتر اول | بخش ۶۷ - طعنه زاغ در دعوی هدهد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
زاغ چون بشنود آمد از حسد با سلیمان گفت کو کژ گفت و بد از ادب نبود به پیش شه مقال خاصه خودلاف دروغین و محال گر مر او را این نظر بودی مدام چون ندیدی زیر مشتی خاک دام چون گرفتار آمدی در دام او چون قفس اندر شدی ناکام او پس سلیمان گفتای هدهد رواست کز تو در اول قدح این درد خاست چون نمایی مستیای خورده تو دوغ پیش من لافی زنی آنگه دروغ