واژه جو
معنی مولوی | مثنوی معنوی | دفتر اول | بخش ۱۲۹ - هدیه بردن عرب سبوی آب باران از میان بادیه سوی بغداد به امیرالمؤمنین بر پنداشت آنک آنجا هم قحط آبست | واژه جو