مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شماره ۶۲۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد خوبی قمر بهتر یا آنک قمر سازد ای باغ توی خوشتر یا گلشن گل در تو یا آنک برآرد گل صد نرگستر سازد ای عقل تو به باشی در دانش و در بینش یا آنک به هر لحظه صد عقل و نظر سازد ای عشق اگر چه تو آشفته و پرتابی چیزیست که از آتش بر عشق کمر سازد بیخود شده آنم سرگشته و حیرانم گاهیم بسوزد پر گاهی سر و پر سازد دریای دل از لطفش پرخسرو و پرشیرین وز قطره اندیشه صد گونه گهر سازد آن جمله گهرها را اندرشکند در عشق وان عشق عجایب را هم چیز دگر سازد شمس الحق تبریزی چون شمس دل ما را در فعل کند تیغی در ذات سپر سازد