مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شماره ۵۷۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ایا سر کرده از جانم تو را خانه کجا باشد الاای ماه تابانم تو را خانه کجا باشد الاای قادر قاهر ز تن پنهان به دل ظاهر زهی پیدای پنهانم تو را خانه کجا باشد تو گویی خانه خاقان بود دلهای مشتاقان مرا دل نیستای جانم تو را خانه کجا باشد بود مه سایه را دایه به مه چون میرسد سایه بگوای مه نمیدانم تو را خانه کجا باشد نشان ماه میدیدم به صد خانه بگردیدم از این تفتیش برهانم تو را خانه کجا باشد