مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شماره ۴۳۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گم شدن در گم شدن دین منست نیستی در هست آیین منست تا پیاده میروم در کوی دوست سبز خنگ چرخ در زین منست چون به یک دم صد جهان واپس کنم بنگرم گام نخستین منست من چرا گرد جهان گردم چو دوست در میان جان شیرین منست شمس تبریزی که فخر اولیاست سین دندانهاش یاسین منست