مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شماره ۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما ای درشکسته جام ماای بردریده دام ما ای نور ماای سور ماای دولت منصور ما جوشی بنه در شور ما تا میشود انگور ما ای دلبر و مقصود ماای قبله و معبود ما آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما در گل بمانده پای دل جان میدهم چه جای دل وز آتش سودای دلای وای دلای وای ما