مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شماره ۳۱۶۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای دل سرمست، کجا میپری؟ بزم تو کو؟ باده کجا میخوری؟ مایه هر نقش و ترا نقش نی دایه هر جان و تو از جان بری صد مثل و نام و لقب گفتمت برتری از نام ولقب، برتری چونک ترا در دو جهان خانه نیست هر نفسی رخت کجا میبری؟ نقد ترا بردم من پیش عقل گفتم: «قیمت کنشای جوهری صیر فی نقد معانی توی سرمه کش دیده هر ناظری» گفت: «چه دانم ببرش پیش عشق عشق بود نقد ترا مشتری چون به سر کوچه عشق آمدیم دل بشد و من بشدم بر سری