واژه جو

موطود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

موطود. [ م َ ] (ع ص ) ثابت و استوار کرده شده و پابرجای شده و گرانسنگ گشته . (ناظم الاطباء). پای برجا کرده شده و استوار گردانیده شده . (از منتهی الارب ). استوار و گرانسنگ ساخته شده . (آنندراج ).

معنی موطود | واژه جو