واژه جو

موردانه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

موردانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) مورددانه . تخم نوعی از مازریون را گویند. (ناظم الاطباء). کرم دانه . (یادداشت مؤلف ). حب آلاس . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). تخم نوعی از مازریون است که آن را کرم دانه هم می گویند. (آنندراج ) (برهان ). و رجوع به مورددانه شود.

معنی موردانه | واژه جو