واژه جو

مورد آزمایش

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

نامزد، داوطلب، کاندید، متقاضی، [راغب]، کنکوری، امتحانی آزموده، امتحان‌شده، تجربه‌شده ورزیده، کاردیده، مجرب، وارد، خبره آموخته، دانسته

معنی مورد آزمایش | واژه جو