واژه جو

مورجل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مورجل . [ ج َ] (اِ) مورچل . مورچال : هریک از سرداران سیبه ٔ خود را پیش برده مورجلها و حفره ها و نقوب و ثقب به پایان بردند. (روضةالصفا). رجوع به مورچل شود.

معنی مورجل | واژه جو