واژه جو

مواد منفجره

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

باروت، دینامیت، تی‌ان‌تی، تری‌نیتروگلیسرین، چاشنی آتش‌بازی، ترقه، فشفشه، سیگارت، خمپاره شادی، کوزه، گلفشان نیروی راننده

معنی مواد منفجره | واژه جو