واژه جو

مهموم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مهموم .[ م َ ] (ع ص ) اندوهگین . (غیاث ). محزون . دلتنگ . حزین . غمین . غمنده . غمگن . غمگین . اندوهکن . مغموم . دل افگار. گرفته . گرفته خاطر. غمزده . ◄ گداخته .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مهموم | واژه جو