واژه جو

مهمانکده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مهمانکده . [ م ِ ک َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) مهمانخانه . مهمان سرای : روزاز سر ره رحیل کرده مهمانکده ها سبیل کرده . خاقانی (تحفةالعراقین ص ٣١). سرای جهان کیست مهمانکده که جودش درو میهمان آمده . ابوطالب کلیم .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مهمانکده | واژه جو