واژه جو

مهریه

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

مهر، شیربها، کابین جهیزیه نفقه، خرجی، مستمری، کمک هزینه، مقرری صداق، میراث زوجه ارث، سهم اولاد، ارث پدری، ثروت موروثی، میراث، ترکه، مرده‌ریگ، موصی‌به، وراثت یادگار اجدادی حقوق طبیعی و ذاتی، وجود حق رجوع ازهبه، بازپیدایی در وراثت مرور زمان موقوفه

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مهریه | واژه جو