واژه جو

مهرگیاه

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(مِ) (اِ.) ۱- معشوق و چهره معشوق. ۲- گیاه محبت و مهر، گویند گیاهی است که هرکس با خود داشته باشد، مردم او را دوست می‌دارند.

معنی مهرگیاه | واژه جو