مهر افکندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهر افکندن . [ م ِ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بیرون کردن مهر و دوستی کسی از دل . دل برداشتن از کسی . ◄ مورد محبت قرار دادن کسی یا چیزی را. دل دادن : چه مهر افکنی بر تن و این جهان که با تو نه این ماند خواهد نه آن . اسدی (گرشاسبنامه ). گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم . کمال اسماعیل .