واژه جو

مهدی حلی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مهدی حلی . [ م َ ی ِ ح ِل ْ لی ] (اِخ ) ابن داود ابی سلیمان حلی . شاعر و ادیب بود (١٢٢٢-١٢٨٧ هَ . ق .). در حله ٔ عراق زاده شد و هم در آنجا درگذشت . او راست : مصباح الادب الزاهر و مختارات من شعر شعراءالعرب و دیوان شعر. (از اعلام زرکلی ج ٣ ص ١٠٧٨).

معنی مهدی حلی | واژه جو