واژه جو

مهارت

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

خوششناسی، ورزیدگی، ورزه، هنرمندی، کردنی، کاردانی، سررشته، زبردستی، چیره دستی، چیرگی، چیردستی، تردستی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مهارت | واژه جو