منهی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مَ یّ) [ ع. ] (اِمف.) نهی کرده شده، باز داشته.<br>مترادفها و واژههای مرتبطجاسوس، خبرچین، کارآگاه، مفتشواژه قبلی: منهوبواژه بعدی: منوال