واژه جو

منقض

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(مُ نَ قَ ضّ) [ ع. ] (اِفا. ص.)<BR>۱- سواری که بر دشمن هجوم آورد.<BR>۲- بازی که از هوا بر شکار فرود آید.<BR>۳- دیوار افتاده یا دیواری که نزدیک افتادن باشد.<BR>۴- ستارة از هوا فرود آمده.<br>

معنی منقض | واژه جو