واژه جو

منفلوط

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منفلوط. [ م َ ف َ ](اِخ ) شهری است به صعید مصر. (منتهی الارب ). شهری به صعید در جانب مغرب نیل و از کرانه ٔ آن دورافتاده . (از معجم البلدان ). نام شهری به ساحل غربی نیل در مصروسطی از اعمال اسیوط دارای بیست هزار سکنه . (از یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.

معنی منفلوط | واژه جو