واژه جو

منعکس

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

واگشت، واژگون، پژواکیده، برگشته، بازتافته، بازتابیده، بازتابش، بازتاب

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی منعکس | واژه جو