واژه جو

منضجع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منضجع. [م ُ ض َ ج ِ ] (ع ص ) بر پهلو خوابنده . (آنن-دراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به انضجاع شود.

معنی منضجع | واژه جو