واژه جو

منصوبه باز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منصوبه باز. [ م َ ب َ / ب ِ ] (نف مرکب ) شطرنج باز. نردباز. بازیگر و طراح و صحنه آرای . آنکه منصوبه بازد : بیا ساقی از شوخ منصوبه باز مران اسب در عرصه ٔ خشم و ناز. ظهوری (از آنندراج ). رجوع به منصوبه شود. ◄ دارای تدبیر و هوشمند و دوراندیش و عاقبت اندیش و محتاط و خردمند و زیرک و بافراست . (ناظم الاطباء).

معنی منصوبه باز | واژه جو