منصبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منصبة. [ م ُ ن َص ْ ص َ ب َ ] (ع ص ) احجار منصبة؛ سنگهای روی هم گذاشته شده . (ناظم الاطباء).
منصبة. [ م َ ص َ ب َ ] (ع اِ) رنج و تلاش .(از اقرب الموارد): عیش ذومنصبة؛ زیست با رنج و کلفت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).