واژه جو

منشیا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منشیا. [ م َ ] (هزوارش، اِ) به لغت زند و پازند خدمتکار آتشکده را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا)(از ناظم الاطباء). هزوارش، منشیا، مغشیا، مگوشیا . پهلوی اهرپت (هیربد)، روحانی زرتشتی . صحیح قرائت اخیر است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به مغ شود.

معنی منشیا | واژه جو