واژه جو

منسفة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منسفة. [م ِ س َ ف َ ] (ع اِ) آلت برکندن بنا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ چک و آن چوبی باشد پنج شاخه که خرمن کوفته را بدان می گردانند و آلت علف افکندن و چیزی است که خرمن کوفته را بدان بر باد دهند. (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به مِنسَف شود. ◄ غربال . (اقرب الموارد).

معنی منسفة | واژه جو