منسجم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ سَ جِ) [ ع. ] (ص.) همآهنگ، سازگار، بانظم.<br>مترادفها و واژههای مرتبطانسجامیافته، باانسجام، ساختاریافته، پیوسته، سیستماتیک، مدون، نظاممند، یکپارچه ≠ غیرمنسجمواژه قبلی: منساقواژه بعدی: منسد