واژه جو

منداد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منداد. [ ] (اِخ ) ابن عبدالحمید، مکنی به ابوعمر الکرخی معروف به ابن لزة. لغوی و ادیب بود. کتاب معانی الشعر از اوست و اشعار باهلی انصاری را شرح کرده است . (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج ٧ ص ١٧٨). رجوع به همین مأخذ شود.

معنی منداد | واژه جو