واژه جو

منحنا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منحنا. [ م ُ ح َ ] (ع ص ) در بیت زیر از ناصرخسرو ظاهراً به جای مُنحَنی به کار رفته ضرورت قافیه را : قد تو گر چند چو تیر است راست زود کند گشت زمان منحناش . ناصرخسرو(دیوان چ تقوی ص ٢٢٥). رجوع به منحنی شود.

معنی منحنا | واژه جو