واژه جو

منحرفة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منحرفة. [ م ُ ح َ رِ ف َ ] (ع ص ) تأنیث منحرف . رجوع به منحرف شود. - قضیه ٔ منحرفه ؛ هر قضیه ٔ حملی که او را سوری باشد مقابل آن . (اساس الاقتباس ص ١٢٦).رجوع به قضیه ٔ منحرفه شود.

معنی منحرفة | واژه جو