واژه جو

منجنیقی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منجنیقی . [ م َ ج َ ] (ص نسبی ) منسوب به منجنیق . (ناظم الاطباء) (از الانساب سمعانی ). منسوب است به منجنیق . (از منتهی الارب ). ◄ دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را معادل مهندس آورده است . رجوع به دزی ج ٢ ص ٦١٧ شود.

منجنیقی . [م َ ج َ ] (اِخ ) رجوع به یعقوب بن صابربن برکات شود.

معنی منجنیقی | واژه جو