واژه جو

منجمده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منجمده . [ م ُ ج َ م ِ دَ ] (ع ص ) منجمدة. تأنیث منجمد: منطقه ٔ منجمده ٔ شمالی و جنوبی .(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به منجمد شود.

معنی منجمده | واژه جو