منتقش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ قَ) [ ع. ] (اِمف.) نقش شده، کنده کاری شده.<br>واژه قبلی: منتقدواژه بعدی: منتقض